الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١١ - انتقاد مصنف به كلام ابن مالك
اكل منهى و دوّم يعنى شرب مباح است و معنا چنين مىباشد:
لا يكن منك اكل سمك و لك شرب اللّبن (نبايد از تو خوردن ماهى واقع شود ولى مىتوانى شير را بياشامى).
و توجيه رفع و معنائى كه براى آن ذكر نموديم آنستكه جمله « تشرب اللّبن» در اين قرائت جمله مستأنفه مىباشد لاجرم حرف نفى بآن توجّه پيدا نمىكند.
مقاله بدر الدّين بن مالك
ابن مالك مىگويد:
معناى عبارت در صورت رفع همچون معناى قرائت نصب مىباشد ولى با اين تقدير:
لا تأكل السّمك و انت تشرب اللّبن (ماهى را مخور در حاليكه شير مىآشامى). ا
انتقاد مصنّف به كلام ابن مالك
مصنّف گويد:
گويا وى « واو » را حاليّه دانسته چنانچه در ترجمه عبارت گذشت، ولى در مقام انتقاد بگفته ابن مالك بايد بگوئيم:
فرض و تقدير ايشان بعيد است زيرا واو مزبور در لفظ بر سر فعل مضارع مثبت داخل شده و قاعده آنستكه در چنين فرضى يعنى آنجائيكه جمله حاليّه با فعل مضارع مثبت بدون قد آغاز شده واو نياورند بلكه آوردن « واو » در جائى است كه مضارع مزبور با « قد » آمده باشد.
از اين گذشت اين گفته با قول اهل ادب مخالف است زيرا ايشان براى هريك از وجوه اعراب يك معنائى مغاير با وجه ديگر قائل هستند پس